بود. او تكرار ميكند جوّ خاصي كه در محيط بهوجود ميآيد حاكي از وجود مادهٴ سمي درآنجاست. از لحاظ پيشآگهي او به حملهٴ تشنجي1 اشاره ميكند و آگاهي قبلي از حمله را نشانهٴ خوبي ميداند. اوبه ناتواني خويش در معالجهٴ صرع مزمن اعتراف ميكند. پرهيز از آشفتگيهاي هيجاني را توصيه ميكند و ميگويد، مثلاً ممكن است بر اثر صدايي ناگهاني واكنش صرع تشديد شود.
برنار آثار پزشكي ديگري نوشت دربارهٴ موضوعاتي از قبيل دستور غذايي براي بيماران تبدار،
پيشآگهي (علايم بروز بيماري)، درمانشناسي عمومي، خونشناسي، و بهداشت.
رسالهاي بهنام گزيدهٴ روش معالجات كو فو2 چاپ نشده است. چهار رساله: 1)
درباب خون گرفتن؛ 2) درباب ادرار؛ 3) درباب نبض؛ 4) آيين تندرستي، كه غالباً جداگانه ذكر ميشوند، در واقع چهار بخش اثري واحدند بهنام
درباب حفظ تندرستي انسان، كه در سال 1307 نوشته شد (سودهوف ميگويد در سال 1308). برخي از رسالههاي گوردوني (افزون بر زنبق) توسط مترجمان ناشناس به عبري ترجمه شد. به گفتهٴ لئون يوسف كاركاسوني، برخي از اين ترجمهها، كه از زبان عاميانه (احتمالاً منظورش پرونسي است) صورت گرفته بسيار ضعيف است. به گفتهٴ اشتاينشنيدر (ص 786 ـ 87)، ترجمهٴ عبري آثار زير در دست است:
دستور پزشكي بيماريهاي حاد؛ روش معالجهٴ طبيعي، از سال 1296 ـ 1299؛
پيشآگهي، درباب خون گرفتن، 1307، ترجمه در سال 1378؛ دربارهٴ مقدار داروها، 1303.
ژرار دو سـولـو
ژرار دو سولو.3 پزشك فرانسوي (متوفا حدود 1360).
واژهٴ Bituricensis (يا Bitorinus) اشاره به ايالت بري است؛ آيا بايد او را اهل بري دانست؟ او بهخاطر شرحهايش ملقب به شارح و همچنين به دكتر نرمخو بود. استاد دانشكدهٴ پزشكي دانشگاه مونپليه بود و از سال 1335 در شمار استادان آن دانشگاه از او نام برده شده است. در سال 1360 وفات يافت.
ژرار يك كتاب مقدماتي پزشكي براي دانشجويان مونپليه نوشت، تحت عنوان مقالهٴ حنين دربارهٴ
وضع جسماني بيماران، كه اقتباسي است از مقالهٴ في تدبير الناقهين حنين بن اسحاق (نهم ـ 2). لئون ژوزف كاركاسوني آن را در سال 1402م به عبري ترجمه كرد.